تصادف

سلام 

شنبه عصر خواهرم زنگ زد که بریم تا جایی و برگردیم منم نمازمو خوندمو بامامان رفتیم، یه خیابون فرعی هست من یه وقتایی از اون طرف میرم، این خیابون دوطرفش جوب آب هست و زمین کشاورزی ، دو طرفم هست، من تو این خیابون همیشه خیلی احتیاط می کنم، نمیدونم پریروز چی شد که داشتم تند میرفتم یه ماشینم از روبرو اومد، زد به گلگیرو چراغ ماشین و رفت، یه لحظه خیلی ترسیدم ولی خب دیگه نمیشد کاری کرد، ماشینو زدم کنار و زنگ زدیم 110 ، بعد نیم ساعت اومده، یه لحظه نگاه کرد، ماشینو دید مدارک دو طرفو گرفتو گفت فردا  بیاین اداره، هیچی دیگه، بعد خواهرم گفت خب بریم خونه،گفتم واسه چی ، خی بریم کارمون رو انجام بدیم ، حالا که تا اینجا اومدیم، خلاصه اینکه رفتیم و بعدم واومدیم خونه. دیروز صب که رفتم اداره، آقای افسر گفت که شما مقصر هستین باید صبر میکردین ایشون رد بشه بعد حرکت میکردین، گفتم خب چرا اون نباید صبر می کرد که من رد بشم بعد بره، گفت حق تردد با ایشون بوده و ایشون سهم بیشتری داشته و خلاصه یه سری حرفای الکی، بعدم مدارک رو گرفتم و اومدم شرکت، امروزم ماشین رو بردم صافکاری واسه تعمیر، فکر کنم ماشین فهمید میخوام بفروشمش لج کرد اینجور شد خنده

فقط خداروشکر کسی طوریش نشد و همه سالم بودیم ، در این کار حکمتی بوده که من هنوز متوجه نشدم.

/ 0 نظر / 18 بازدید