سوییچ

سلام. دیروز عصر قرار بود بریم خونه خواهر یکی از دوستام، چند وقته پیش عروسیش بود ما نرفتیم. حالا این جاش جالبه که ما خودمون اصفهانیم ، دوستم خمینی شهر و خواهرش نجف آباد. من ظهر که از سر کار اومدم ناهار خوردم ، نماز خوندمو راه افتادم اول مامانمو بردم خونه خواهرم ، گفتم برگشتنه میام دنبالت و خودم رفتم خونه دوستم که باهم بریم ماشینو گذاشتم اونجا و با ماشین اون رفتیم، تا اومد برسیم خونه خواهرش دیگه غروب شده بود، چون یکمم تو راه معطل دوستش شدیم . یه ساعتی نشستیم خوب بود و خوش گذشت، اما چون دیگه شب شده بود برگشتیم به طرف خونه دوستم ، تا رسیدیم دم خونشون گفت حالا یکم بیا خونه ما بعد برو. گفتم من دیرم شده باید سریع برم دنبال مامانم، اومدم سوییچو از تو کیفم بردارم هرچی گشتم نبود. زنگ زدیم خونه خواهر دوستم گفت آره زیر مبل افتاده بود(تو دلم گفتم خدا خیرت بده خب همون موقع که دیدی زنگ می زدی ما تو راه بودیم برمی گشتیملبخند) دیگه مجبور شدم برم خونشون بشینم تا سوییچو با آژانس بفرسته بیاد، اما همینجو تو خودم داشتم حرص می خوردم چون مامانم منتظرم بوداسترس. یه نیم ساعتی شد نشستیم تا آژانس اومد و من با سرعت نور خودمو رسوندم خونه خواهرم و با مامان اومدیم خونه ، خونه هم که رسیدیم پدرم یکم غر زد که چرا اینقدر دیر کردین ولی بهش نگفتم چی شده بود چون دعوام می کرد. 

نتیجه اخلاقی: مثه من حواس پرت نباشید سوییچ جایی بزارید البته منم دفعه اولم بود

/ 9 نظر / 7 بازدید
لعیا

عشــــــق چون با واژه بـــازی می‌کنـــد مـــی شـــود شعـــری شگفـتـــــ مـــی‌توان با آن جهانـــی را گرفتــــــ.... .... ************

بهنام

شاید حکمتی بوده که سوئیچ گم شده .الله اعلم

بهنام

پدر و مادر تنها کسانی هستند که بی هیچ چشمداشتی به آدم خوبی می کنند . پدرتون ابراز نگرانیشون اینطور بوده

پویا

چه اتفاق شیرین و جالبی کم پیش میاد [گل]

پویا

بیابان هم که باشی حسین آبادت می کند درست مثل کربلا[گل]

khodai

سلام...هیچ اتفاقی در زندگی بی حکمت نیست ...راضی باشیم به رضای خدا[گل][گل]

پویا

نمـــــیـدانــــی، چه دردی دارد ! وقـــتـی .. حــــالـم .. در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد …![گل]

پویا

اگر توانسته باشیم در قلب يک انسان پنجره جديدي به سوي او باز کرده باشیم زندگاني ما پوچ نبوده است وفادارترين دوست من! ما هر روز تغيير مي کنیم و همچنان تجربه مي آموزیم کارهايي را که به انجام رسانده ایم ؛ ديگر گذ شته است. ما براي زندگي هنوز نقدينه هاي بسياري در اختيار داریم زندگاني تنها چيزي است که اهميت دارد نه شادماني و نه رنج و نه غم يا شادي

پوریا

خدایا صدایت میکنم چون در این دنیا دیگر صدا به صدایی نمیرسه اما تو گفتی که شنوایی … قصه اش طولانیست اما خدایم میبخشد ! سلام و هزار درود بر تو ممنون که همیشه لطف دارید و ممنون برای تبریک پیشاپیش شب یلدا مبارک آهنگ وبلاگتون هم فوق العاده هست عالیه داستان این سوییچ هم جالب بود [لبخند] ببخشید که من نمیتونم مثل شما سر بزنم در اولین فرصت همه مطالب وبلاگ شما رو خواهم خوند براتون آرزوی موفقیت و کامیابی میکنم درپماه حق