آخر هفته

سلام.این چند روز زندگی روال معمولی و همیشگی خودش رو داشت. این هفته کلا به دلیل مسابقات تنیس آقایون، باشگاه تعطیل بود. پنجشنبه دختر خواهرم اونجا بود، چند روز پیش تولدش بود، یعنی روز تاسوعا واسه همین تولد نگرفتن. پنجشنبه که اومده بود خونمون براش کیک پختیم ژله هم درست کردیم، با اینکه کسی نبود فقط خودمون بودیم ولی خیلی خوشحال شد و  تا آخر شب داشت بازی می کرد. با خودم فکر کردم گفتم بچه ها چقد زود با یه چیز کوچیک شاد می شن و این یه خصلت خوب بچه هاست. جمعه صبحم با دوستم رفتیم کوه خیلی هوا خوب بود، اما دوستم زانوش درد می کرد خیلی بالا نرفتیم، یعنی رفتیم بالا اما مثل همیشه که تا بعد آبشار می رفتیم نه، این دفعه نرسیده به آبشار گفت من پام درد می کنه و برگشتیم. تا اومد بیام خونه 11 شده بود. یکم استراحت کردم، لباس شستم، بعدشم تو ماشینمو تمیز کردم که امروز ببرمش کارواش، ( امروز از صبح ابری بود گفتم من الان ماشینو کارواش ببرم دوباره کثیف میشه حالا تاعصر اگه هواخوب شد می برم)، بعد ناهار خوردیم، نماز خوندم و رفتیم خونه خواهرم( از صبح گفته بود بیاین اونجا) ، چند روزه پیش که پرده های حرم حضرت ابوالفضل رو آورده بودند توی قائمیه ، اعلام کردند که یه نمایشگاه عکس هم برپا کردند ، به خواهرم که گفتم گفت من خیلی دلم می خواد برم ببینم دیشب دیگه بامامانمو ، خواهرم و دختر خواهرم رفتیم خیلی قشنگ بود، حس بسیار خوبی بود( نمی تونم توصیف کنم) یه سری هدایایی هم از طرف آستان مقدس حضرت ابوالفضل اونجا می دادن. جانماز تبرک، برچسب هایی به اسم حضرت و عکس هایی از حرم . خواهرم تو ماشین عکسها رو نگاه می کرد ، می گفت باید عکسشو ببینیمو حسرت بخوریم، گفتم نه انشالله قسمت بشه ماهم میریم. بعدشم رفتیم خونه خواهرم که دخترشو برسونیم من به خواهرم گفتم حتما ما لیاقت نداریم که تا حالا نرفتیم کربلا ، به دفعه خواهرم گفت نه این حرف یعنی چه یعنی همه اینا که رفتن لیاقت داشتن، اون خواهرم گفت نه منظورش اینه زیارت با معرفت قسمتمون نشده. ولی من هر چی با خودم فکر می کنم می بینم من اگه همین الان بخوام برم کربلا می تونم اما پدرم اجازه نمی ده و همراه باخودم کسی رو ندارم. از حضرت ابوالفضل خواستم که زودتر قسمتم کنه که برم زیارتشون.بعدشم برگشتیم خونه .این هم از آخر هفته

/ 5 نظر / 3 بازدید
بهنام

سلام. بچه ها گاهی الگوی خوبی هستن چندین بار می افتن بازم بلند میشن . راحت خوشحال می شن. کاش ازشون یاد بگیریم.مبارک باشه در خصوص ورزش .بزرگانی گفته اند عقل سالم در بدن سالم. کربلا رفتن خوبه ولی گاهی آدمایی هستن بزرگ که یه تیکه از کربلا میاد درست همونجایی که اونا زندگی می کنن مثلا همون پرده های حرم عباس ع ( خیلی حرفه) زنده باشین

سی سیب

سلام مطالبت خیلی جالب وخواندنیه.واقعاً خیلی با معرفتی واعتقاد عالی دارید.ودلتون پاک است.خیلی با حال نوشتید.از خوندن مطالبت لذت می برم.