سفری خاص

سلام. چند روزه پیش که فصل پاییز تموم شد و جاش رو به زمستون داد، فصل پاییز که بارش رحمت خدا خیلی کم بود ان شالله فصل زمستون رحمت خدا شامل حالمون بشه، ماه محرم و صفر هم تموم شد و امروز اول ماه ربیع الاوله، رودخونه رو هم باز دوباره بستن، این از وقایع این چند روز و اما خودم : تصمیم داشتم این هفته برم قم و جمکران، خیلی وقت بود نرفته بودم، چون سه شنبه ها کلاس دارم و دیگه نمی شد اما این هفته چون تعطیل بود تصمیم گرفتم که برم، دوتا از دختر خواهرامم میخواستن باهام بیان، به یکی از دوستامم گفتم ، گفت منم میام، از دوشنبه من چند تا کاروان زنگ زدم، همشون گفتن فردا صبحش زنگ بزنم، خبر قطعیشو میدن. صبح سه شنبه که زنگ زدم ، یکیشون گفت که ماشین جور نشده و یکیشونم مسیرش به ما نمی خورد، گفت به خاطر چند نفر ماشین نمیاد تو خیابون شما. من گوشیو رو که قط کردم خیلی ناراحت شدم و چون صبحش نمازم قضا شده بود گفتم به خاطر همین امام زمان نطلبید که من بیام مسجد جمکران.خیلی ناراحت شدم به خواهرم که گفتم، شماره یکی دیگه رو پیدا کرده بود و زنگ زده بود به اون و سه نفر اسم نوشته بود، تا خواهرم بهم زنگ زدو اینو گفت هم خوشحال شدم هم ناراحت چون اسم دوستمو ننوشته بود، بعدشم دیگه هر چی به اون آقا زنگ زد که یه نفره دیگه رو هم بنویسه گوشیش خاموش بود. با اینکه خیلی ناراحت بودم اما دیگه پاشدم کارهامو انجام دادم گفتم شاید قسمتش نبوده ، ناهار خوردمو نمازمم خوندم و رفتیم ولی به دوستم نگفتم، چون حتما اگه می فهمید خیلی ناراحت می شد. تو ماشین با خانومی که کنارم نشسته بود یکم حرف زدیم اونم مثه خودم حسابدار بود. اولش نه ولی کم کم شروع کردیم به حرف زدن، خیلی خانومه خوبی بود، یه سری حرفایی که می زد رو من قبلا شنیده بودم یا خونده بودم اما ایشون تجربه کرده بود، خیلی حرفایی شیرینی بود، تا رسیدیم به جمکران، دیگه نماز جماعت تموم شده بود، نمازهامون رو خوندیم، شام خوردیم و رفتیم داخل مسجد جمکران . من خودم خیلی صحن بیرون مسجد رو دوست دارم اما دیشب سردم بود بیرون نشستم یکم تو خوده مسجد بودم و واسه دعای توسلم رفتم توی مهدیه.(جای همگی خالی خیلیییییییییییییی خوب بود) بعد دعا اومدم بیرون من یه چند تا عکس گرفتم و رفتیم سمت ماشین، برای زیارت حضرت معصومه، حرم خیلی شلوغ بود و اصلا نمی شد دستت به ضریح برسه ما از دور زیارت نامه و نماز زیارت خوندیم و  رفتیم سوهان واسه سوغاتی خریدیمو برگشتیم سمت اصفهان. دوباره با اون خانوم شروع کردیم صحبت تا ساعت 2/20، بعدش یه دوساعتی تو ماشین استراحت کردیم تا رسیدیم به اصفهان. باخودم داشتم فکر می کردم گفتم اگه دوستم اومده بود، دیگه این خانوم کنار من نشسته بود و من با ایشون آشنا نشده بودم، چون آشنایی با این خانوم خیلی برام خوشایند بود ، من ایشون رو یه فرستاده از طرف خدا می دونم که یه حرفایی رو باید بهم می زد و یه چیزهایی رو باید برام روشن می کرد، پس برخلاف اول سفرم که از نیومدن دوستم ناراحت بودم ، آخر سفر خوشحال هم بودم که نیومد و من تونستم با ایشون آشنا بشم.اومدیم خونه هنوز اذان نگفته بودند اما من دیگه از خستگی غش کردم ویکم وقت بعد پاشدم نماز خوندم دوباره یکم استراحت کردم بعد اومدم سر کار.

 

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پویا

گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده . شاید نخواهی هم . شاید هم بخواهی و ندانی .نتوانی که بدانی . عشق ،گاهی همان یاد کمرنگ سلوچ است و دست های به گِل آلوده ی تو که دیواری را سفید می کنند. جای خالی سلوچ/ محمود دولت‌آبادی

ابراهیم

سلام مثل همیشه زیبا بود. لذت بردم[دست]

انسان

سلام..مهم رفتن است نه رسیدن دست به ضریح...انشاا...قبول خوشا به حالتون[گل]احسنت از اهمیت دادنتون به نماز [قلب]

بهنام

التماس دعا و زیارت مکه و منا نصیبتون ان شااله

پویا

ای آرزوی من، زکجا باز جویمت تا همچو نی نوازم و چون گل ببویمت تا بنگری چه می کشم از دوری ات دمی بگذار پا به دیده ی من تا بگویمت در خون خویش غوطه ورم تا به کوی تو تا چون قلم طریق محبت بپویمت گفتی که منتهای امید تو چیست؟ آه ای منتهای آرزوی من، چه گویمت؟ از هرچه هست در همه عالم تو را گزید خاطر، اگر که از همه عالم بجویمت در چشم من یکی ز ره مردمی در آی تا گرد ره به اشک ز دامن بشویمت مهرداد اوستا [گل]

بهنام

مدتهاست برای قم و جمکران و مشهدالرضا ع دلتنگم ولی نمی خواهند منو. منتظر خواهم ماند منتظر یک دعوت

بهنام

چقدر زیبا . همنشین خوب یک نعمت بزرگه

بهنام

اکثر ما اولش از یه موضوعی ناراحتیم ولی وقتی به نتیجه اش می رسیم میبینیم صلاح مون بوده . چقدر خوب که شما نتیجه گرفتین که ناراحتی تون از نیومدن دوستتون و همنشینی با این خانم اینگونه خوب بوده خدا یارتون

سی سیب

سلام زیارت قبل باشه،